بختی در لباس مبدّل
خونین
سرخوش
رفته رفته
در مشتی لهیده
به جرم سکوتی مطلق
به دوش می کشید
سالهایِ آزگارِ بی پناه را؛
درد
در هوای چروکیده ی کال
خمیده
خجل از کوچه و بام ها
سایه ای را به خود می پیچید
که غریب بماند
تا پروانه ها
در حبس خانگی
پرواز را
به شانه های شهر
تکیه دهند؛
گوش کن صدای نور را
که در پهنای آسمان
جا خشک کرده
و با زبان بی زبانی
از دهانه ی التذاذ
پر می زند
تا جا نماند
از توازن ابتدا و انتها


#بهــاره‌طــــلایــی



❄️@sedayman_shearman❄️
http://baharetalaei.blogfa.com