معیوب بود
شروعی که آغازی نداشت
پایان بود و پایان
ردّی از خداحافظی
در سلام هایش نبود
سکوت بود و سکوت
در فروپاشی حرف های ناشنوا
نوآشنا_در لبخندی غمگین
خالی بود و خالی
از اشک های محتکر در چشم
که در انباشت گلو
بهم می ریخت
کاش
می ایستادی
تا باهم بگذریم
از اما وَ اما
شاید وَ شاید
بی هیچ اگر
#بهـــارهطــــلایــی
❄️@sedayman_shearman❄️
http://baharetalaei.blogfa.com
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم دی ۱۴۰۴ ساعت 15:37 توسط بهـــــاره طـــــــلایی زیــــدی
|