نان و خون
«نان و خون»
در جیب های تهی دفتر نقاشی ام
چند تکه نان
و چند نم باران
خواهم کشید
تا خوشه های گندم
زمین و زمان را به هم بدوزند
و آسمان را جارو کنند
از خرده های بشقابمان
چند تکه
جگر کباب
بویی از آشپزخانه
داغ داغ
سر بریده می شود
در همراهی سیلیِ سرخ
#بهـــارهطــــلایــی
🍂@sedayman_shearman🍂
http://baharetalaei.blogfa.com
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم آذر ۱۴۰۴ ساعت 12:42 توسط بهـــــاره طـــــــلایی زیــــدی
|